تبلیغات
امام حسین - مطالب مهر 1396

کرامت در مجازات

کرامت در مجازات

طبق آنچه تاریخ نویسان نگاشته اند:
یکی از پیش خدمتان امام حسین علیه السّلام خلافی مرتکب شد که مستحقّ عقوبت و تأدیب گشت.
به همین جهت، حضرت اباعبداللَّه الحسین علیه السّلام دستور داد تا نامبرده تأدیب و تنبیه شود.
ولیکن پیش از آن که غلام مجازات شود، خود را به مولایش امام حسین علیه السّلام رساند و عرضه داشت: ای سرورم! خداوند متعال در قرآن کریم فرموده است: «وَالْکاظِمینَ الْغَیْظَ».
پس حضرت با مشاهده حالت او؛ و شنیدن این آیه مبارکه قرآن تبسّمی نمود و فرمود: او را رها سازید، من خشم خود را فرو نشاندم.
آن گاه پیش خدمت گفت: «وَالْعافینَ عَنِ النَّاسِ».
امام حسین علیه السّلام با شنیدن این قطعه از آیه شریفه، خطاب به غلام کرد و اظهار داشت: از تو گذشتم و تو را مورد عفو و بخشش خود قرار دادم.
در این هنگام، غلام کرامت و بخششی بیش از این تقاضا کرد و اظهار داشت: «وَاللَّهُ یُحِبُّ الْمُحْسِنینَ» یعنی؛ خداوند متعال نیکوکاران و کرامت کنندگان را دوست دارد.
حضرت ابا عبداللّه الحسین علیه السّلام با دیدن حالت غلام و تلاوت آخرین قسمت آیه مبارکه قرآن، فرمود: همانا من تو را به جهت خوشنودی و رضایت خداوند متعال آزاد کردم.
و پس از آن دستور داد تا همچنین هدیه ای مناسب، که رفع مشکل و نیاز غلام کند به وی عطاء گردد.


منبع:

**حیاة الإمام الحسین علیه السّلام : ج 1، ص 124، بحارالأنوار: ج 44، ص 195، حلیةالأبرار: ج 3، ص 183، ج 4.***

رفع بیماری با خواندن زیارت عاشورا

داستان های زیارت عاشورا

رفع بیماری با خواندن زیارت عاشورا

علاّمه بزرگوار حضرت آقاى شیخ حسن فرید گلپایگانى كه از علماى طراز اول تهران هستند از استاد خود مرحوم آیت اللّه حاج شیخ عبدالكریم یزدى حائرى اعلى اللّه مقامه نقل نمود كه فرمود: اوقاتى كه در سامرا مشغول تحصیل علوم دینى بودم ، وقتى اهالى سامرا به بیمارى وبا و طاعون مبتلا شدند و همه روز عده اى مى مردند.
روزى در منزل استادم مرحوم سید محمد فشاركى اعلى اللّه مقامه جمعى از اهل علم بودند ناگاه مرحوم آقاى میرزاى محمد تقى شیرازى رحمة اللّه علیه - كه در مقام علمى مانند مرحوم فشاركى بود تشریف آوردند و صحبت از بیمارى وبا شد كه همه در معرض خطر مرگ هستند.
مرحوم میرزا فرمود: اگر من حكمى بكنم آیا لازم است انجام شود یا نه ؟ همه اهل مجلس تصدیق نمودند كه بلى ...
سپس فرمود: من حكم مى كنم كه شیعیان ساكن سامرا از امروز تا ده روز همه مشغول خواندن زیارت عاشورا شوند و ثواب آن را هدیه روح شریف نرجس خاتون والده ماجده حضرت حجة بن الحسن علیه السلام نمایند تا این بلا از آنان دور شود. اهل مجلس این حكم را به تمام شیعیان رساندند و همه مشغول زیارت عاشورا شدند.
از فردا تلف شدن شیعه موقوف شد ولى همه روزه عده اى از سنى ها مى مردند به طورى كه بر همه آشكار گردید.
برخى از سنى ها از آشنایانشان از شیعه پرسیدند سبب اینكه دیگر از شما كسى تلف نمى شود چیست ؟ به آنها گفته بودند زیارت عاشورا. آنها هم مشغول شدند و بلا از آنها هم برطرف گردید.

جناب آقاى فرید سلمه اللّه تعالى فرمودند: وقتى گرفتارى سختى برایم پیش آمد فرمایش آن مرحوم به یادم آمد از روز اول محرم سرگرم زیارت عاشورا شدم روز هشتم به طور خارق العاده برایم فرج شد.
شكى نیست كه مقام میرزاى شیرازى از این بالاتر است كه پیش خود چیزى بگوید و چون این توسل یعنى خواندن زیارت عاشورا تا ده روز در روایتى از معصوم نرسیده است شاید آن بزرگوار به وسیله رؤ یاى صادقه یا مكاشفه یا مشاهده امام علیه السلام چنین دستورى داده بود و مؤ ثر هم واقع شده است .
مرحوم حاج شیخ محمد باقر شیخ الاسلام نقل نمود كه : در كربلا ایام عاشورا در خانه مرحوم میرزاى شیرازى روضه خوانى بود و روز عاشورا به اتفاق طلاب و علما به حرم حضرت سیدالشهدا علیه السلام و حضرت ابالفضل العباس علیه السلام مى رفتند و عزادارى مى نمودند و عادت میرزا این بود كه هر روز در غرفه خود زیارت عاشورا مى خواند، سپس پایین مى آمد و در مجلس عزا شركت مى نمود؛ روزى خودم حاضر بودم كه پیش از موسم آمدن میرزا ناگاه با حالت غیر عادى پریشان و نالان از پله هاى غرفه به زیر آمد و داخل مسجد شد و مى فرمود: امروز باید از مصیبت عطش حضرت سیدالشهدا علیه السلام بگویید و عزادارى كنید. تمام اهل مجلس منقلب شدند و بعضى حالت بى خودى عارضشان شد، سپس با همان حالت به اتفاق میرزا به صحن شریف و حرم مقدس مشرف شدیم گویا میرزا مأ مور به تذكر شده بود. بالجمله هر كس زیارت عاشورا را یك روز یا ده روز یا چهل روز به قصد توسل به حضرت سیدالشهدا علیه السلام (نه به قصد ورود از معصوم ) بخواند البته صحیح و مؤ ثر خواهد بود و اشخاص بى شمارى بدین وسیله به مقاصد مهم خود رسیده اند.
مرحوم میرزا محمد تقى شیرازى در سنه 1338 در كربلا وفات و در جنوب شرقى صحن شریف مدفون گردید

منبع ولینک
http://www.ghadeer.org/hekayat/d_sh_ashora/tor00001.htm